السيد الطباطبائي ( مترجم : گرامى )
93
آغاز فلسفه ( ترجمه بداية الحكمه ) ( فارسى )
فرد را نداشته باشد مثل تشخص انسانى خاص ، چون زيد . از اين بيان روشن مىشود كه اولًا امتياز يك وصف اضافى است براى ماهيت كه در مقايسه با يك ماهيت ديگر به وجود مىآيد ، ولى تشخص يك صفت نفسى است ، ماهيت متشخص يعنى غير قابل تطبيق بر بيش از يك فرد ، يك صفت نفسى است ، نه اضافى و در قياس با ماهيت ديگر . و ثانياً امتياز با كليت يك ماهيت منافات ندارد . ممكن است يك ماهيت كلى باشد و از يك ماهيت ديگر هم به نوعى امتياز داشته باشد . امتياز با ضم يك مفهوم كلى به مفهوم كلى ديگر ( مثل انضمام مفهوم ناطق به حيوان ) به وجود مىآيد و اين معنا هيچ گاه به تشخص و جزئيت نمىرسد . عامل امتياز چيست ؟ امتياز ميان دو ماهيت ممكن است به تمام الذات باشد ؛ يعنى هيچ جهت مشتركى ميان دو ماهيت مزبور نباشد مثل اجناس عاليه مقولات ( كم و كيف و جوهر و . . . ) . كه آنها همه بسيط اند و به تمام الذات با يكديگر مباين اند ، اگر ميان آنها يك جهت اشتراك ذاتى باشد در حقيقت همان جهت اشتراك ذاتى كه شامل هر دو و فوق و جنس هر دو مىشود جنس اعلى « مقوله » خواهد بود نه آن دو . و ممكن است امتياز ميان دو ماهيت با جزء ذات باشد ( نه تمام ذات ) ، مثل همهء ماهياتى كه در يك جنس شريك هستند ، چون انسان و پرنده كه در حيوانيت شريكاند و امتيازشان به قسمتى از ذات مثل درّاكيت در انسان مىباشد . و ممكن است امتياز با چيزى خارج از ذات باشد مثل امتياز انسان دراز ، از انسان كوتاه كه هر دو در ماهيت نوعى خود متحدند و تفاوتشان در عوارض خارجى است ( كوتاهى و بلندى ) . قسم چهارمى را هم برخى اضافه كردهاند ، كه تشكيك در ماهيت نام دارد . گفتهاند ممكن است امتياز يك ماهيت از ماهيت ديگر با شدت و ضعف و تقدم و تأخر و امثال اينها در خود ماهيت باشد . يعنى ماهيت همانطور كه جهت مشترك افراد است جهت